أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

1

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

جلد اول اوّل و آخر قرآن ز چه با آمد و سين * يعنى اندر ره دين راهبرت قرآن بس چنك در گفته يزدان و پيمبر زن و رو * كانچه قرآن و خبر نيست فسانه است و هوس « حكيم سنائى » مقدمه مؤلف بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ سپاس و ثنا و حمد بىمنتها مر خداى را كه اين هفت ايوان معلّق و آسمان مطبّق كه هر يك مناط قناديل انوار و محلّ ملائكهء ابرار است نشان هستى ذات بىزوال اوست ، و اين هفت بساط اغبر و فراش اكدر كه ميادين مردان دين و مجال و معركهء سواران - يقين است گنج نامهء جمال جلال اوست ، غبار حدوث بر اطناب خيام عزّت او ننشيند ، و چشم عقول و صمت فنا و زوال بر آستانهء كبريا و عظمت او نبيند ، آن خدائى كه نقّاش قدرتش بر لوح « ماء مهين ، فى قرار مكين ، فى ظلمات ثلاث » صورتى بنگاشت كه نقّاشان چين از آن عاجزند كه ؛ و صوّركم فاحسن صوركم ، و پايهء جاه و قدر او را از جملهء مخلوقات و مصنوعات خود برداشت كه ؛ و لقد كرّمنا بنى آدم - و فضّلناهم ، آسمان رفيع را آسمانهء « 1 » خانهء او گردانيد كه ؛ و جعلنا السّماء سقفا محفوظا ، و زمين بسيط را بساط مرقد و فراش ممهّد او كرد كه ؛ و جعل لكم الارض فراشا ، هر چه آفريد از بهر او آفريد و او را از بهر خود آفريد ، بدايهء لطف و عنايتش تفويض كرد و بشير مرحمت و هدايتش بپرورانيد ، و آنگه خلاصهء موجودات و مهمترين و بهترين كائنات محمد مصطفى را كه صد هزاران تحفهء تحيّات و صلهء صلوات بر مرقد ميمون و مضجع همايون - او و بر آل و اهلبيت او باد بوى فرستاد و ازين حضيض دنيا بذروهء علاء و ازين محلّ فنا با منزل بقاش دعوت كرد كه ؛ و اللّه يدعو الى دار السّلام ، و بر قبول ناكردن دعوت و ناآمدن به راه هدايت او تخويف فرمود كه ؛ انّما انت منذر ، و برآن راه راهبران پديد كرد كه ؛ و لكلّ قوم هاد ، و نداء « انّى تارك فيكم الثقلين كتاب اللّه و عترتى ما ان تمسّكتم بهما لن تضلّوا ابدا » در عالم داد ، و آوازهء « انّهما لن يفترقا حتّى يردا علىّ

--> ( 1 ) - - آسمانه بر وزن آستانه بمعنى سقف خانه است ؛ ميدانى در اواخر السامى فى الاسامى ( ص 106 چاپ ايران بسال 1265 ) گفته : « سقف البيت و سماؤه و سمكه و عرشه آسمانهء خانه » .